02/28/2011

فراسوی سرمایه‌داری و سوسیالیسم

آيا بشر در انتخاب پول اشتباه كرد؟!

مصاحبه با دكتر «سيد ابراهيم بيضايي»

آيا بشر در انتخاب پول اشتباه كرد؟ 

ترجمه شما از سوي انتشارات سمت در حال انتشار است لطفا توضيحي درباره اهميت اين كتاب و نويسنده آن بفرماييد ؟
عنوان اين كتاب اقتصاد طبيعي از طريق زمين آزاد و پول آزاد است كه در سال 1920 در سوئيس به چاپ رسيد.
بسياري از اقتصاددانان مشهور جهان اين كتاب را مي ستوده اند تا كنون اين كتاب در زبانهاي انگليسي فرانسه اسپانيايي ترجمه شده است .
اما در مورد نويسنده كتاب كه سيلويو گزل دانشمند و اقتصاددان برجسته آلماني است بايد گفت: نظرات گزل تا كنون مورد توجه اقتصاد دانان بزرگي چون ايرونيگ فيشر امريكايي، كينز انگليسي، لارنس كلاين امريكايي، برنده جايزه نوبل و همچنين موريس الياس فرانسوي بوده است.
براي نمونه نقل قولي از كينز كه در كتاب معروفش موسوم به نظريه عمومي پول بهره و اشتغال آورده بيان مي كنم و آن اين كه او گفته است در اين جا لازم است از سيلويو گزل دانشمند و مبتكري كه نا باورانه به نا حق گمنام مانده است، نام برده شود .
آثار گزل درباره اقتصاد بسياري از مسائل اقتصادي لاينحل را روشن مي كند.
اما در مورد فلسفه گزل در اقتصاد بايد اين جمله را از او بيان كنم او مي گويد:
اگر در ماهيت پول به جاي امتيازات و مزاياي تعهد شده مستتر در آن ويژگي هايي مانند سعي و كوشش و قدرت عقل و تجربه و عشق و محبت تعبيه مي شد و فرزندان هر نسل بايد موفقيت خود را به عقل و درايت والدين مرهون باشند در اين صورت مي توانستيم اميدوار باشيم كه با گذشت زمان بشريت از همه بدي ها و پليدي ها كه در طول هزاران سال در نتيچه پرورش غلط ناشي از ماهيت پول و امتيازات تبعيض آميز آن او را رنج داده است آزاد شود و از اين تفكر كه قدرت و حاكميت حق طبقه اي است كه از امتيازات تبعيض آميز بهره مي گيرند، خود را رها ساخته و تحت هدايت اصيل ترين، نجيب ترين و با استعداد ترين افراد مسير ارتقا به سوي اهداف الهي را كه مدت هاست فراموش شده است بپيمايد.
در واقع به دليل اهميتي كه كتاب و شخصيت گزل داشت تصميم به ترجمه اين كتاب گرفتم تا در محافل علمي و اقتصادي در ايران مطرح شود زيرا اين كتاب به بررسي راه حل هاي حذف بهره مي پردازد و اين كه اصلا بهره چيست و چگونه مي توان بهره را حذف كرد و اگر حذف بشود چه آثاري بر اقتصاد دارد .
گزل در اين كتاب به چه شيوه به بررسي حذف بهره پرداخته است و در نتيجه آيا بهره قابل حذف است يا خير ؟
ببينيد براي حفظ چيزي ابتدا بايد ريشه هاي وجودي در آن چيز را بررسي كرد.
اگر چيزي ريشه هايش در فطرت انسان و يا در زندگي انسان باشد نمي توان آن چيز را حذف كرد . مثلا مصرف را هرگز از زندگي انسان نمي توان حذف كرد در مورد بهره نيز بايد ببينيم كه بهره از كجا ريشه گرفته است. اين طوري كه گزل و به تبع آن كينز مطرح مي كند ريشه بهره در ماهيت نوع پولي بوده كه در زندگي اقتصادي انسان ها جريان داشته است . يعني در نوع پولي كه در جوامع براي مبادلات استفاده مي شود بدين ترتيب وجود بهره بانكداري مربوط نمي شود و نمي توان با تغيير قانون بانكداري آن را حذف كرد، بلكه بانكداري در واقع پول را به گردش در مي آورد .
وقتي مردم از بانك انتظار دارند كه به آنها بهره بدهد بانك هم ناچار است كه اين كار را بكند اگر ما بتوانيم شرايطي را ايجاد كنيم كه حاضر بشوند بدون بهره پولشان را قرض بدهند بانك هم ميتواند اين پول را بدون بهره وارد چرخه اقتصاد بكند.
در واقع پول ابزاري است كه خود انسان آن را به وجود آورده است و قادر است نوع آن را بنابر مصلحت خود انتخاب كند انسان در آغاز مرحله تكاملي زندگي خود در جهان بدون پول هم اقتصادش مي گذشت و بتدريج دريافت كه مي تواند از پول به عنوان ابزاري براي سهولت در معاملات استفاده كند.
بنابراين اگر قبول كنيم كه بهره به پول ربط دارد، كاملا مي شود تصور كرد كه با انتخاب نوع خاصي از پول بهره خذف مي شود بنابراين ريشه اوليه آن پيدا كنيم بعد ببينيم كه چگونه مي توان پول بدون بهره را رايج كنيم .

زمين چگونه بر حذف بهره تاثير مي گذارد ؟ 

اين كتاب شامل 2 بخش پول آزاد و زمين آزاد است. در ابتدا لازم مي بينيم كه قبل از توضيح اين 2 بخش بگوييم كه گزل به نظام اقتصادي رقابت آزاد معتقد است يعني او نه سرمايه داري و نه سوسياليسم را قبول ندارد زيرا در يك جامعه حكومت سرمايه و در جاي ديگر حكومت دولت و قدرت سياسي است او مي گويد براي اين كه رقابت آزاد بين افراد برقرار شود بايد افراد در شرايط مساوي با هم رقابت كنند. يعني اين كه به اين صورت نباشد كه افرادي با داشتن زمين يا پول زياد كه پيشاپيش امتيازي براي آنها محسوب مي شود در اين رقابت افراد ديگري را كه از اين امتيازات برخوردار نيستند محكوم به شكست كنند .
به اين دليل بايد مقرررات و نحوه مالكيت پول و زمين و استفاده از آنها تغيير كند .
يعني هر كسي كه داراي عقل درايت و تلاش بيشتري است بتواند از امكانات اقتصادي بهتري برخوردار شود و به عنوان الگوي مناسب براي مردم قرار بگيرد نه اين كه كسي پول و يا زمين بيشتري دارد الگو شود و همه در اين جهت يعني رسيدن به پول و زمينن بيشتر تلاش كنند و پس از كسب اين دارايي ها نتوانند بدون تلاش زندگي كند .
اما در توضيح اين 2 بخش كتاب بايد بگويم كه علت ياد كردن گزل از زمين آزاد اين است كه يكي از دلايل بر هم خوردن رقابت آزاد مالكيت زمين و فئوداليسم است كه در زمان ايشان هنوز اهميت داشته است.
افراد به طرق مختلف زمين هايي را به تصرف خودشان در مي آوردند و آن گاه بدون اين كه خودشان كاري انجام داده باشند در آمد زيادي كسب مي كنند يعني در مقابل درآمدي كه به اين ها مي رسد كار و توليدي ارائه نمي كنند در طرح زمين آزاد ايشان معتقد است چون زمين را بشر خلق نكرده است نمي تواند مالكيت نا مشروط بر آن داشته باشد، بلكه كل زمين ها بايد در ماليكت دولت قرار بگيرد و دولت نيز اين هار ا براي مدت زمان هاي تعيين شده و با نرخ هاي متفاوت به افراد اجاره دهد و گزل در مورد زمين هايي كه در حال حاضر در مالكيت افراد است معتقد به سلب مالكيت قهري از مالكين زمين نيست بكله مي گويد كه زمين ها را دولت بايد از مالكان در ما قبل اوراق قرضه ولتي خريداري كند و از پولي كه از اجازه زمين ماهانه يا سالانه گرفته مي شود اوراق قرضه دولتي از مالكيت سابق زمين به طور قسطي باز خريد گردد .
او معتقد است بعد از گذشت حدود 20 سال تمامي زمين ها به مالكيت دولت در مي آيند و دولتي مي تواند با در نظر گرفتن منافع خاصي كه نسل هاي آيده را هم در بر بگريد زمين ها را اجازه بدهد همچنين در خصوصي زمين هايي كه مرغوبيت بيشتري دارند مي گويد ابتدا بايد آنها را از طريق مناقصه با اجراه بالاتري واگذار كرد و اين كار باعث مي شود تفاوت رانت براي كسي قدرت كاذب ايجاد نكند .

و درباره رانت زمين ؟ 

براي روشن شدن تعريف رانت يا افزونه زمين كافي است به اين نكته توجه بشود زميني كه قدرت بازدهي آن كم و براي دست به دست آمدن مجصول از آن زحمت بيشتري بايد كشيد . در مقابل زمين ديگري كه بازدهي بالايي دارد و كسب محصول از آن زحمت كمتري را مي طلبد موضوع رانت يا افزونه زمين است. تفاوت بازدهي اين دو زمين با تلاشي برابر را رانت و يا افزونه زمين مي گويند و اين افزونه را بشر خلق نكرده است بلكه آن را طبيعت خلق كرده و به طور تصادفي در اختيار فردي قرار مي گيرد و آن فردي مي تواند با اين افزونه بر ديگران ارجحيت داشته باشد و در اين رقابت پيروز بشود بدون اين كه از قدرت كار و خلاقيت خودش استفاده كرده باشد و به اين دليل است كه گزل كاملا فئوداليسم را رد مي كند و در ادامه پيشنهاد خود را براي باز پس گيري زمين ها توسط دولت مطرح مي كند و مي گويد زماني كه مالكان پولشان را دريافت كردند رانت زمين براي دولت مي ماند كه بايد بشريت آن را به زنان بدهد زيرا زنان عامل توليدي محصولات كشاورزي يعني كشاورزان را پرورش مي دهند پس نبايد به خاطر امرار معاش دچار سختي بشوند .

پول آ‌زاد و نحوه تاثير آن بر حذف بهره از ديدگاه اين نويسنده چيست ؟ 

در بخش دوم كتاب گزل بحث را به اين صورت مطرح مي كند كه در سالهاي آغازين زندگي انسان ها آنها نيازي به پول نداشتند و مبادله به صورت كالا با كالا صورت مي گرفت اما بعد ها با تقسيم كار انسانها بايد به دنبال يك وسيله براي تسهيل مبادلات مي گشتند كه بعد از آزمايشي ابزار مختلف به نوع پول جاري رسيدند.
در اين جاست كه بشر اشتباه كرد وسيله اي را به عنوان پول انتخاب كرد كه خود اسير آن شد پولي كه در جوامع رواج پيدا كرده است حالت انحصاري دارد زيرا از اين مطلوبيت برخوردار است كه ميتوان آن را بدون هيچ هزينه و مشكلي پس انداز كرد درحالي كه اگر انسان كالاهاي ديگري را پس انداز كند، هزينه هاي مختلفي براي او ايجاد مي شود و پول به معناي اعم آن تنها وسيله اي است كه انسان مي تواند البته اگر مساله تورم را كنار بگذارد در طول زمان آن را پس انداز كند كسي كه نيروي كار و يالا نگه مي دارد ناچار است آن را فورا به بازار عرضه كند تا هزينه هاي نگهداري كالا را نداشته باشد .
اما كسي كه پول در اختيار اوست اين فشار را ندارد و مي تواند پولش را بدون هيچ هزينه نگهداري و پس انداز كند از اين نظر اين فرد كه داراي چنين پولي است از كساني كه نيروي كار يا كالا در اختيار دارند باج دريافت مي كند كه در واقع به آن نرخ بهره پايه مي گويند و نرخ بهره پايه علت اصلي وجود بهره است و از نظر گزل به هيج طريق ديگري نميتوان بهره را توجيه كرد .كساني كه مي گويند بهره تشويق كننده پس انداز است اشتباه مي كنند زيرا انسان فطرتا اهل پس انداز است مثلا براي دوران پير ي و از كار افتادگي خود و نيازهايي كه براي او پيش مي آيد پس انداز مي كند در نتيجه پس انداز علت وجود بهره نيست به اعتقاد گزل براي از بين بردن بهره حاصل از پول لازم است امتيازي را كه پول دارد از آن بگيريم يعني مانند بقيه موارد كه اگر شما آنها را نگه داريد هزينه نگهداري يا به عبارتي خسارت پرداخت كننده براي پول همين قاعده برقرار باشد و براي اين كار گزل طرح پول تمبر دار پيشنهاد مي كند و مي گوبد : وقتي پولي انتشار مي يابد صاحب پول فقط براي مبادله از آن پول استفاده مي كند ،نه اين كه آنرا احتكار و به عنوان پس انداز نگهدراي كند و اصلا حق اين كار را ندارد چون اين پول در مالكيت او نيست زيرا افراد هزينه توليد پولي را نمي دهند بلكه اين ارزش پول است كه متعلق به افراد است.
بنابراين بايد در انتقال ارزش از آن استفاده كند پول تمبرداري كه گزل طرح آن را داده است به اين صورت است كه اگر شما از مدتي زماني مشخص پول را بيشتر نگه داريد هر هفته بايد يك تمبر بخريد و روي آن بچسبانيد . تا ارزش آن حفظ شود در غير اين صورت از ارزش آن پول كسر مي شود افراد پولهاي اضافي بر نياز مصرفي خودشان را به بانك ها بدهند در نظام پيشنهادي گزل بانك هاي دولتي هستند و اگر مردم پولشان به بانك قرض بدهند ديگر از ارزش آن كم نمي شود و معادل همان مبلغ اسمي كه به بانك قرض داده اند از بانك طلبكارند و بانك همچون اين پول بدون بهره را به دست مي آورد .
پس مي تواند آن را فقط با گرفتن كارمزدي به ديگران قرض بدهد، در نتيجه زمينه ايجاد بهره برطرف مي شود و براي تاكيد بر اهميت نظر گزل در اين باب مي توان به نظر كينز درباره پول تمبر دار اشاره كرد كه طرح پول تمبر دار راه صحيحي است كه بايد روي آن كار شود حال در كشور ما مي گويند : بانكداري بدون بهره در حالي كه بانكداري به بهره ربطي ندارد بلكه كار بانكداري جمع آوري پول با درصدي سود است و آن رادر اختيار مردم قرار مي دهد خوب وقتي در ماهيت پول بهره وجود دارد چطور نظام بانكداري مي تواند بهره را حدف كند گزل براي فهماندن بهتر اين نكته از مطرح كردن آن در يك نمايشنامه با عنوان رابينستون استفاده مي كند كه به گفته خودش شاهكار كتاب او همين بخش نمايشنامه رابينسون است.

تا اين جا با بهره و زمينه هاي حذف آن از ديدگاه گزل آشنا شديم اما اين سوال مطرح مي شود كه با وجود بهره در اقتصاد كنوني آٌقاي گزل اثرات اين بهره را چه مي داند و چگونه آنها را بررسي مي كند ؟ 

بخش ديگر كتاب درباره اثرات منفي بهره است كه از جمله مي توان به اين موارد اشاره كرد.
بهره يكي از عوامل محدود كننده سرمايه گذاري است زماني كه انسان پولي را در اختيار دارد در مقابل اين انتخاب قرار مي گيرد يا مي تواند بهره آن را بگيرد و يا در توليد و ساخت و ساز از آن استفاده كند.
در زميه سرمايه گذاري در فعاليت هاي توليدي زماني كه عر ضه آنها زياد شود در نتيجه سود آنها پايين مي آيد و اگر اين سود از بهره بيشتر باشد ديگر كسي در زمينه فعاليت هاي توليدي سرمايه گذاري نمي كند، بلكه از پولش در جهت گرفتن بهره استفاده مي كند ولي اگر ميزان بهره پايين بيايد ميزان سرمايه گذاري افزايش مي يابد پس اگر بهره حدف شود سرمايه گذاري تا حدي انجام مي شود كه نرخ سود برابر با استهلاك دارايي هاي سرمايه اي شود.
بنابراين فرق كمبود مسكن و ابزار كار و غيره از بين مي رود كينز نيز در اين باره گفته است: شهر هنوز بعد از گذشت 2000 سال تلاش همچنان فقير است و اين فقر نه به علت تنبلي شهر است و نه به دليل جنگ و يا حوادث طبيعي مانند زلزله ،سيل و بلكه علت آن در گذشته در رانتي بوده است كه زمين داشته و الان هم در بهره اي است كه پول دارد .
يك ديگر از مشكلات بهره تورم است. يعني اين كه اين بهره را در نهايت چه كسي پرداخت مي كند بازرگانان كه از يك سو بهره مي پردازند و از سوي ديگر قيمت كالاهاي خود را افزايش ميدهد توليد كننده هم همين طور در نهايت اين قشر عظيم مصرف كنندگان عين كساني كه نه پول دارند و نه زمين كه افراد متوسط و فقير جامعه را شامل مي شوند هستند كه اين بهره را پرداخت مي كنند.
بغير از موارد فقر، جنگ نيز از تاثيرات منفي وجود بهره است كه در اين كتاب به طور مفصل درباره آن صحبت شده است پس گزل خواهان اقتصاد طبيعي ، يعني اقتصاد بدون بهره و افزونه زمين است كه مشابهت زيادي با تعاليم اقتصادي در دين اسلام دارد.
به هر حال درباره نظريات گزل من ادعا نمي كنم اين نظريات در زمان حال قابليت اجرا دارند يا خير ولي حداقل مي توان به اين نظريات فكر كرد يعني اقتصاد ما بايد بپذيرد كه نه تنها بهره را حذف نكرده بلكه موجبات افزايش بهره را نيز فراهم كرده است .
يعني اقتصاد ما بايد بپذيرد كه نه تنها بهره را حذف نكره بلكه موجبات افزايش بهره را نيز فراهم كرده است ما بايد در كنار نظام بانكداري خود مراكز تحقيقاتي در زمينه مطالعه و بررسي اين نظريات داشته باشيم چون علاوه بر اين كه بايد به مسائل اقتصادي خودمان توجه داشته باشيم بايد به وظايف ديني و شرعي خود نيز عمل كنيم ما بايد به نسل آينده درباره اين بهره پاسخگو باشيم آيا در حال حاضر پاسخي براي اين افزايش بهره داريم؟

02/22/2011

سوم اسفند، 12مین سالروز کشتار مردم کرد توسط رژیم در سال 77


 مصاحبه با دونفر از فعالان کرد

عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه در 15 فوریه سال 1999 مصادف با روزهای پایانی بهمن 1377 در شهر نایروبی، پایتخت کشور کنیا و در یک توطئه بین المللی با همکاری ترکیه، موساد اسرائیل، سازمان سیا آمریکا، یونان و انگلیس بازداشت و سپس تحویل کشور ترکیه داده شد. در دستگیری عبدالله اوجالان، کشورهای ایران و سوریه نیز با دولت ترکیه همکاری کردند اما موساد اسرائیل بزرگترین نقش را داشت. بازداشت اوجالان با اعتراض شدید کردهای سراسر جهان مواجه گردید.
بر همین اساس یازده سال پیش در روزهای آغازین اسفند 77 مردم بسیاری از شهرهای کردنشین ایران همگام با کردهای غرب و شمال کردستان در اعتراض به بازداشت عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه و در اعتراض به کشورهایی که در دستگیری وی با دولت ترکیه همکاری داشتند معروف به «دسیسه‌ی بین‌الدول 15 شبات» دست به راهپیمایی زدند.
راهپیمایی مردم کرد که با اعلام قبلی برگزار شد توسط حکومت ایران به شدت مورد سرکوب قرار گرفت. مردم زیادی در شهرهای مختلف کردنشین ایران کشته و زخمی شدند. شهر سنندج بیشترین تعداد کشته‌شدگان را به خود اختصاص داد. شدت سرکوبها در سنندج به حدی بود که از روز سوم اسفند 77 به عنوان یک روز خونین در این شهر یاد می‌کنند. کشتار مردم شهرهای کردنشین در اسفند 77 مصادف بود با سالهای ابتدایی روی کار آمدن دولت اصلاحات. هر چند این آغاز و یا پایان برخوردهای سرکوبگرانه و خونین دولت و حکومت ایران با مبارزات مدنی مردم کرد در طی سالهای پس از انقلاب 57 نبود اما همین امر نشان داد که کلیه‌ی جناحهای موجود در ایران با تمام اختلافاتشان در مواجهه با مسئله‌ی کرد دارای استراتژی و تاکتیک یکسانی می‌باشند و کوچکترین تفاوتی با یکدیگر ندارند.
در بازخوانی پرونده‌ی کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در اسفند 77، دو نفر از فعالان کرد صفحات دیگری از این پرونده را برایم گشودند.


هادی صوفی زاده: مطبوعات ایران و روشنفکران غیر کرد هیچ واکنشی به کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در اسفند 77 نشان ندادند.

d987d8a7d8afdb8c-d8b5d988d981db8c-d8b2d8a7d8afd987.jpg

هادی صوفی زاده، فعال سیاسی کرد مقیم نروژ ضمن اشاره به فرارسیدن یازدهمین سالروز کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در  اسفند 77 و با گرامیداشت یاد و خاطره‌ی کشته‌شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث آن سال و تشریح دلائل به وجود آمدن آن حوادث اظهار داشت: بدنبال دستگیری آقای عبدالله اوجالان، مهمترین شخصیت مبارز تاریخ ملت کرد که در اواخر بهمن ماه سال 77 در کنیا و در جریان یک توطئه بین المللی و با همکاری کشورهای ایران، اسرائیل، امریکا، یونان و کنیا صورت گرفت، کردها در بخشهای مختلف کردستان و سایر نقاط جهان در اعتراض به آن توطئه‌ی ننگین و دستگیری رهبر خلق کرد، همچنین در اعتراض به پدیده‌ای دیرینه به نام ظلم [ملی] که در اکثر نقاط جهان رخت بربسته اما در کردستان هنوز هم رواج دارد از خود واکنش نشان دادند. درآن زمان دستگیری ایشان به‌ رسوایی دولت وقت یونان انجامید و برخی از وزرای دولت وقت مجبور به‌ استعفا گشتند. دشمنان متنوع خلق کرد به شیوه‌های مرسوم و با هدف قرار دادن رهبر کاریزمای این خلق که هویت نوینی به مبارزات خلقمان بخشیده بود، موجبات اعتراض و خشم کردها را برانگیختند. لازم به توضیح است که آقای اوجالان شخصیت محبوب و شایسته‌ای در میان کردهای ایران محسوب می‌شود که‌ درتاریخ خلق کرد وجود ندارد و برخی از ایرانیان آگاه‌ نیز به‌ خصوصیات بارز شخصیتی ایشان کاملاً واقفند، بیهوده‌ نبود که‌ درآن زمان زنده‌یاد داریوش فروهر بخاطر مساعدت دولت ایتالیا درحق آقای اوجالان با حضور درسفارت ایتالیا و اهداء گل دولتمردان ایتالیا را ستایش نمود. آقای اوجالان تنها کسی است که‌ صادقانه‌ و با بازخوانی تاریخ تلخ خلق کرد وارد میدان شده‌ و نسلی از جوانان کرد را تربیت نموده‌ است که‌ مصمم به‌ مبارزه‌ تا رسیدن به‌ احقاق حقوق کرد هستند. به همین دلیل با دستگیری ایشان، کردها در کردستان و بسیاری از نقاط دنیا بویژه روسیه، ترکیه و آلمان اقدام به خودسوزی نمودند. در کردستان نیز موج میلیونی کردها به خیابانها سرازیر شدند و در نتیجه مورد حمله نظامی رژیمهای اشغالگر حاکم بر کردستان قرار گرفتند. درجریان یورش نیروهای امنیتی ایران در اکثر شهرهای کردنشین ایران (شرق کردستان)، صدها نفر بازداشت، دهها نفر راه‌ تبعید را درپیش گرفتند و دهها نفر دیگر نیز توسط مأموران رژیم شهید شدند که‌ شهر سنندج بیشترین آمار قربانیان را داشت. با توجه به اینکه درگیریها در شهرها و کشورهای مختلف بود بنابراین تاریخ درگیریها در هر شهر و کشوری متفاوت بود، مثلاً در کردستان شمالی (ترکیه‌) درگیریها روزانه‌ ادامه‌ داشت و هنوز هم ادامه‌ دارد، اما در شرق کردستان و مشخصاً همزمان با دستگیری آقای اوجالان و در روزهای اواخر بهمن و اوایل اسفند بوجود آمد. در سنندج روز سوم اسفند بود. در ارومیه‌ هم همینطور، دربعضی شهرها یکم و دوم اسفند بوقوع پیوست. و کلاً استانهای ایلام، کرمانشاهان، کردستان، آذربایجان غربی و تهران به صحنه درگیری تبدیل شدند.
این فعال سیاسی که تحصیلات آکادمیکش در زمینه حقوق بشر است ضمن اشاره به ابزار سرکوب و نیروهای سرکوبگر دولت ایران طی حوادث اسفند 77 و با بیان اینکه «در این درگیریها رژیم ایران مثل همیشه از همه‌ی اهرمها علیه خلق کرد استفاده کرد.» گفت: امروزه‌ اگر در تهران قادر به‌سرکوب موج سبز می‌شوند، بیشتر متدها را از تجارب به‌ دست آمده‌ از سرکوب مردم کردستان یاد گرفته‌اند. اگر در این اواخر شاهد اتفاقات زندان کهریزک و زندانهای دیگر بودیم، درسه‌ دهه‌ اخیر آن توحشات درابعاد خشن‌تر علیه‌ خلق کرد انجام گرفته‌اند. اگر به‌ زبانی ساده‌ بخواهم بگویم باید گفت که‌ رژیم ایران در حوادث اسفند 77 از یک دوربین فیلمبرداری گرفته تا زندان و اسلحه‌ گرم و استفاده‌ از مزدوران محلی به عنوان ابزار سرکوب به کار گرفت و همچنان هم این کار را می‌کند.
وی درباره خودجوش بودن اعتراضها با طرح این پرسش که «خودجوش یعنی چه؟» توضیح داد: وقتی در کشورهای دیکتاتوری امکان بروز اعتراض و سازماندهی وجود ندارد، اعتراضات خودجوش می شود. اما اعتراضات مذکور به‌ نقطه‌ای درتاریخ خلق کرد بدل شده‌ که‌ در سی سال گذشته‌ ما شاهد همچون موج خروشانی حتی در اتفاقات اخیر ایران نبوده‌ایم.
صوفی زاده همچنین درباره نقش احزاب و فعالان کرد در به خیابان کشاندن مردم در اسفند 77 گفت: اعتراضهای مردم کرد در اسفند 77 و دلائل آن مسئله‌‌ای فراحزبی بود و اساساً به‌ یک موضوع ملی تبدیل شده ‌بود. دستگیری و تحقیر غم‌انگیز آقای اوجالان، تحقیر ملی کردها را نشان میداد. احزاب بخش کوچکی از موج خروشان مردمی بودند.
وی در خصوص علت عدم تداوم اعتراضها تصریح کرد: چند دهه‌ رفتار غیر انسانی دولت مرکزی با کردها، درواقع رمق از جامعه‌ کردستان را بریده‌است، بنده معتقد نیستم که‌ ملت کرد همیشه‌ درصحنه‌ بوده‌است. مبارزات ملت کرد بیشتر فرسایشی بوده اما نگرش جدید خلق کرد درشرق کردستان و الگوبرداری از مبارزه‌ مدنی خلق کرد در شمال کردستان، تاثیرات مثبتی را به‌ جای آورده‌است.
هادی صوفی زاده در پاسخ به این پرسش که «مردم کرد در اسفند 77 با اعلام قبلی نسبت به مسئله‌ای معترض شدند که در آن سوی مرزها اتفاق افتاده بود، چرا توسط حکومت ایران باید سرکوب شوند؟» گفت: در سوال شما یک نوع منزه‌گی وجود دارد که‌ برازنده‌ جامعه‌ ایران و دولتمردان آن نیست. اگر چنانچه‌ تاریخ یک قرن اخیر رفتار حکومتگران فارس و ترک و عرب را درارتباط با کردها مطالعه‌ نمایید، متوجه‌ خواهید شد که‌ آن کشورها دربحرانی‌ترین روابط فی مابین، برسر مسئله‌ کردها متحد هستند.  برای مثال صلح میان رژیم شاه‌ با رژیم صدام معروف به‌ قرارداد الجزایر، توافق میان ترکیه‌ و سوریه‌ علیه‌ کردها درسال 99، جلسات امنیتی مشترک رژیمهای «ترکیه‌، ایران، سوریه‌ و عراق» در بیست سال گذشته‌ علیه‌ حکومت کردستان جنوبی نمونه‌هایی از ادعای مورد نظر است. اما درخصوص آن مقطع مسائل خاصی نیز درجریان بود که‌ می توان به‌ پیمان استراتژیک نظامی میان ترکیه‌ واسرائیل اشاره‌ نمود که‌ طی آن به هواپیماهای اسرائیل اجازه داده شده بود درآسمان ترکیه‌ پرواز و مناطق مرزی ایران با ترکیه‌ را نیز در کنترل هواپیماهای تجسسی خود داشته‌ باشند. پیمان مذکور موجبات نگرانی وخشم مقامات ایران را فراهم نموده‌ بود بنابراین ایران می‌خواست با تسلط بر اوضاع فشارهای روانی حاکم بر جامعه‌ کردستان درجریان دستگیری آقای اوجالان، از فریاد کردها بنفع خود استفاده‌ نماید، مثل همان موردی که‌ حاکمان ایران توانسته‌ بودند درجریان بمباران شیمیایی حلبچه‌ درسال 1988 و فرار میلیونی کردهای عراق از دست رژیم صدام درسال 1991 سوء استفاده‌ نمایند و می‌خواست دراین مورد هم بتواند، طلبکار شود، اما زمانیکه‌ متوجه‌ گردیدند کردها را نمی‌شود به‌روال سابق فریب داد و متوجه‌ شدند افکار آقای اوجالان فرامرزی است و در میان مردم ریشه‌ دوانیده‌ است به‌ بدترین شیوه‌ با آن برخورد نمود.
این فعال سیاسی کرد در خصوص کشته و بازداشت‌شدگان حوادث اسفند 77 اظهار داشت: تعداد کشته‌شدگان حوادث اسفند 77 در مناطق کردنشین ایران بالای 50 نفر بود اما درمورد اینکه چه تعداد زن، مرد و یا کودک بودند چیزی نمی‌دانم. همچنین تعداد، جنس و سن بازداشت‌شدگان هنوز هم مشخص نیست. اما فقط در شهر بانه، زادگاه بنده بیش از 50 نفر بازداشت شدند. در میان بازداشت‌شدگان شهر بانه کسی به زندان و یا اعدام محکوم نشد. درباره‌ی بازداشت‌شدگان سایر شهرهای کردنشین هم اطلاعی ندارم.
هادی صوفی زاده، فعال سیاسی کرد در پایان سخنانش در خصوص واکنش مطبوعات ایران، روشنفکران غیر کرد و مجامع بین المللی به حوادث اسفند 77 همچنین درباره بازتاب آن حوادث گفت: با توجه به اینکه درایران چیزی به نام مطبوعات آزاد نداریم و روشنفکران غیر کرد هم تحت تاثیر فرهنگ دولت حاکم هستند لذا از سوی آنها در خصوص حوادث اسفند 77 هیچ واکنشی را شاهد نبودیم. همچنین متأسفانه در مجامع بین المللی هیچ اعتراضی به ایران نشد. جامعه‌ ایران آنچنان باز نیست که‌ امکان همچون حرکاتی را بدهد، ضمناً در شرق کردستان تاکنون نیز جو امنیتی حاکم است. اما در کل این مسئله بازتاب وسیعی داشت. توجه‌ غیر قابل انتظار جوانان کرد به‌ حزب کارگران کردستان ترکیه‌ و ترویج افکار آقای اوجالان در میان مردم شرق کردستان خود گویای این حقیقت است. درخصوص بازتاب مسئله در سطح دنیا نیز قضاوت آسان نیست و همچنانکه‌ می‌گویند، درد ستم ملی را ملت تحت ستم درک می کند نه‌ ستمگران. اما ادامه‌ راه‌ آقای اوجالان و قدرت سیاسی و ملی حزب متبوع ایشان شکست توطئه‌‌ی دشمنان را ثابت نمود. نشریات کردی و فعالان کرد نیز در بازتاب مسئله خوب عمل کردند. همچنین کتاب «داستان دوباره‌ زیستن»، مصاحبه‌ روزنامه‌‌نگار ترک آقای یالچین کوچوک با عبدالله اوجالان، رهبر خلق کرد که‌ توسط دکتر عبدالله‌ ابریشمی ترجمه‌ گردیده‌ بود، مهمترین کتاب در بیان افکار و دیدگاههای آقای اوجالان محسوب می‌شد که‌ همزمان با دستگیری ایشان در دست مردم قرار گرفت.


احمد اندریاری: هیچ گاه آمار دقیق و رسمی از کشته‌شدگان به دست نرسید.

d8a7d8add985d8af-d8a7d986d8afd8b1db8cd8a7d8b1db8c.jpg

احمد اندریاری، نویسنده، روزنامه نگار و مستندساز کرد نیز در خصوص علل به وجود آمدن حوادث اسفند 77 در مناطق کردنشین ایران گفت: عبدالله اوجالان، 15 فوریه 1999 در نایروبی پایتخت کنیا با همکاری موساد اسرائیل، دستگاه اطلاعاتی سیا آمریکا و سازمان امنیت ترکیه دستگیر شد. سپس با یک هواپیما به ترکیه انتقال داده شد. کشورهای امریکا، اسرائیل، ترکیه، انگلستان، یونان و……. در دستگیری وی همکاری داشتند. روزنامه‌ی «دیلی نیشین» در شماره‌ی هفته گذشته اشاره داشت که 7 نفر از مأموران موساد اسرائیل که یکی از آنها زن بوده در دستگیری آقای اوجالان شرکت داشتند.
این کارشناس تاریخ ادامه داد: مردم کورد، آقای اوجالان را رهبر ملی خود می‌دانستند و به راستی همه آقای اوجالان را دوست داشتند. دستگیری آقای اوجالان شوک بسیار بدی بود آن هم به آن شیوه‌ی خائنانه و در یک توطئه بین‌المللی. دولت‌های مشارکت کننده در آن توطئه برای اجرای سیاست‌های خود اراده‌ی 40 میلیون کورد را نادیده انگاشته بودند.
وی افزود: در کوردستان ایران اپوزیسیون‌های سیاسی دیگری نیز وجود دارند که ایدئولوژی جدایی از حزب «پ ک ک» را  دارند. این‌ها بیشترشان متعلق به گذشته هستند اما امروزه بیشتر جوانان و زنان و مردان کورد، عبدالله اوجالان را دوست دارند و او را رهبر ملی خود می‌دانند. عبدالله اوجالان جدا از رهبری سیاسی مردم کورد، رهبر ادبیات، تاریخ، هنر و انسان بودن نیز هست. او دوست داشتن و چگونه عشق ورزیدن را به انسان ها می‌آموزد. او درس برابری و یکسانی و جامعه آزاد را می‌دهد. او در کوردستان نخستین رهبر کوردی ست که از تاریخ و هنر و فلسفه‌ی زنانه سخن می گوید. دیگر رهبران نیز شاید سخنی در این باب مطرح کرده باشند اما هیچ گاه تحلیل درست و روشنی از وضعیت زن این گونه که آقای اوجالان درباره آن سخن گفته‌اند، ارائه نکرده‌اند.
احمد اندریاری که در حال حاضر با بخش اخبار شبکه ماهواره‌ای «نوروز تی وی» همکاری دارد در ادامه سخنانش اظهارداشت: به دنبال آن توطئه‌ی بین‌المللی که سبب دستگیری آقای اوجالان گردید، کوردها یک پارچه آتش و خشم شدند و در تمام دنیا اعتراض خود را به این انسان دزدی و این توطئه نشان دادند. مردم شهرهای کردنشین ایران همچون ارومیه، ماکو، سلماس، سنندج، سقز و مهاباد سعی داشتند تا مثل بقیه‌ی کردهای سراسر دنیا طی یک راهپیمایی اعتراض خود را نسبت به این مسئله نشان دهند. مردم سنندج نیز با گرفتن مجوز از استانداری کردستان روز سوم اسفند 77 در این اعتراض جهانی شرکت کردند. آنها با انجام دادن راهپیمایی آرام می‌خواستند با برادران و خواهران خود در کوردستان ترکیه همدل و هم کلام شوند.
اندریاری با بیان این نکته که «اعتراض سوم اسفند، دلیلی شد که بار دیگر جمهوری اسلامی نقاب از چهره بردارد و مردم کورد را مورد تهاجم قرار دهد.» گفت: البته چند روز قبل‌تر در 27 بهمن ماه سال 1377 کوردها از سراسر ایران به سوی تهران حرکت کردند و در یک حرکت منسجم و دمکراتیک  خیابان‌های آزادی و انقلاب را طی کردند تا به مقابل سفارت ترکیه رسیدند و در آن جا خواستار آزادی عبدالله اوجالان شدند. پس از آن در تمام شهرهای کوردستان، ارومیه، کرمانشاه و ایلام اعتراضات به طور مستمر ادامه داشت. در ارومیه 2 نفر کشته شدند. در سلماس عده ای زخمی و دستگیر شدند. همچنین دانشجویان، روز 29 بهمن ماه در دانشگاه کوردستان شهر سنندج با مجوز قبلی اقدام به برگزاری مراسمی در اعتراض به بازداشت عبدالله اوجالان کردند اما آن مراسم به خشونت کشیده شد و با ضرب و شتم و دستگیری گروهی از دانشجویان و اساتید دانشگاه پایان یافت. در پی آن مراسم راهپیمایی سوم اسفند ماه سنندج از سوی مردم این شهر برنامه‌ریزی شد. تعدادی از جوانان برای دریافت مجوز به استانداری کردستان مراجعه کردند. آن زمان آقای رمضان‌زاده  استاندار شهر سنندج بود که با خواسته‌ی دمکراتیک و انسانی جوانان موافقت و مجوز را صادر نمود اما همین مرد شریف که امروز در صف اصلاح‌طلب‌های جنبش سبز است ساعت 1 شب هنگامی که همه در خواب بودند در تلویزیون محلی سنندج اعلام نمود که مجوز راهپیمایی فردا لغو شده است. آیا این توهین به شعور مردم نیست؟! اعلام منع راهپیمایی آن هم در زمانی که بیشتر مردم در خواب هستند؟! مردم طبق برنامه‌ریزی که  پیشتر به آنها اعلام شده بود در میدان مرکزی شهر جمع شدند و چون از همان آغاز با برخورد و خشونت نیروهای ضد شورش که تمام سطح شهر را اشغال کرده بودند روبه‌رو شدند به مقابله پرداختند. در این درگیریها تعداد زیادی از جوانان کشته و زنان و مردان بسیاری زخمی و دستگیر شدند حتا به پیر زنان نیز رحم نکرده و با باتوم های برقی خود بر فرق سر مادران سالخورده می‌کوبیدند. من خودم یکی از صحنه‌هایی که شاهدش بودم این بود که مادر سالخورده‌ای قصد آرام کردن نیروهای مهاجم را داشت اما متأسفانه به جای احترام و حرمت باتوم بود که بر سر و روی پیرزن بیچاره فرود می‌آمد. شهر سنندج آن روز را هیچ‌گاه از یاد نخواهد برد و آن روز نیز تراژدی دردناک دیگری بر تارک تاریخ نقش بست. 
وی همچنین اضافه کرد: دولت ایران از نیروهای گارد ویژه، هلی کوپتر، تفنگ و باتوم برای سرکوب راهپیمایان استفاده کرد. نیروهای سرکوبگر ازاستان های همجوار آمده بودند. بعدها که با نیروهای اعزامی از همدان صحبت کردم -البته در لباس حرفه‌ی خودم نه در لباس یک شخصیت کورد- یکی از نیروهای همدان گفت: «به ما گفتند: سنی‌کشان! باید در راه خدا جهاد کنید.» دولت‌های حاکم سالهاست که با استفاده از مذهب و تفاوت مذهبی سعی در ایجاد تفرقه و جدایی میان کوردها دارند که در گذشته تا حدی موفق بودند. آوردن نیرو از کرمانشاه نیز نتیجه ی همان تفکر «راه‌اندازی تفرقه در میان کوردها» بود.
این فعال حقوق بشر در ادامه سخنانش افزود: بعد از این رویداد فضای امنیتی شدیدی بر کوردستان حاکم شد. اگر چه در ظاهر همه چیز آرام بود اما نیروهای امنیتی روز به روز در کوردستان افزایش پیدا می‌کرد که در برابر هر اعتراضی به شیوه‌ی سرکوب‌گرانه برخورد می‌کردند. در اعتراض به حادثه‌ی قتل شوانه قادری در سال 84 نیز باز هم چندین نفر از مردم کرد معترض کشته و زندانی شدند.
وی که عضو هیأت اجرایی سازمان حقوق بشر کورد در اروپا می‌باشد درخصوص نقش احزاب و فعالان کرد در اعتراضهای اسفند 77 اظهار داشت: اعتراضها کاملاً خودجوش بود. احزاب کردی اعم از پوزیسیون و اپوزیسیون همچنین فعالان کرد هیچ نقشی در اعتراضها و به خیابان کشاندن مردم نداشتند. مردم کرد کاملاً خود جوش و با دلی آکنده از غم این که چگونه بار دیگر به واسطه‌ی خیانت بین‌المللی و با مشارکت همه جانبه دولت‌ها، رهبر ملی‌شان دستگیر شده دست به اعتراض زدند. البته این خیانت‌ها و اندوه ناشی از آن بارها برای مردم کورد تکرار شده بود اما این بار پذیرش آن برای کوردها غیر قابل قبول بود.
اندریاری همچنین درباره تعداد کشته و دستگیر شدگان حوادث اسفند 77 گفت: هیچ گاه آماری رسمی و دقیق از کشته‌شدگان آن روز به دست نرسید. اشاره‌ام به روز سوم اسفند در شهر سنندج است. بیشتر کسانی که در آن روز کشته شدند حتا جنازه‌هایشان به خانواده‌هایشان بر گردانده نشد و خانواده ها تا به امروز نیز از محل دفن عزیزانشان اطلاعی ندارند. خانواده‌ها به شدت تحت فشار بودند و تهدید می‌شدند. چون خانواده‌های سنندجی بارها شاهد نسل‌کشی جمهوری اسلامی در کوردستان بودند بنابراین از بیان واقعیت واهمه داشتند و حتا امروز هم از طرح آن خودداری می‌کنند. سیروان کریمی یکی از کشته‌شدگان آن روز است که در آن زمان تنها 13 سال داشت. در ارومیه 2 نفر، در ماکو 1 نفر، در سنندج نیز طبق آماری 33 نفر و براساس آماری دیگر 70 نفر کشته شدند. صدها نفر طی حوادث اسفند سال 77 دستگیر شدند. به دختران و پسران جوان تجاوز کردند. موهای سر دختران برای تحقیر در زندان ها تراشیده شد. تعداد زیادی از نوجوانان با پرداخت جریمه‌های سنگین از سوی خانواده ها از زندان آزاد شدند. اساتید دانشگاهها دستگیر، از دانشگاه اخراج و به حبس‌های طویل‌المدت محکوم شدند. بسیاری به زندان محکوم شدند.
این روزنامه نگار کرد نیز در پاسخ به این پرسش که «مردم کرد در اسفند 77 با اعلام قبلی نسبت به مسئله‌ای معترض شدند که در آن سوی مرزها اتفاق افتاده بود چرا توسط حکومت ایران باید سرکوب شوند؟» اظهار داشت: دولتهای سرکوبگر ترکیه، سوریه، ایران و در گذشته عراق، در خصوص کوردها همیشه سیاست مشترکی را داشتند. کوردستان در سال 1514 بعد از جنگ چالدران میان عثمانی و ایران تقسیم شد. بعد از جنگ جهانی اول نیز به 4  بخش تقسیم گردید. دولت های متصرف همیشه نگران این بودند که کوردها زمانی بخواهند دوباره در کنار هم و در مرز جغرافیایی مشترکی باشند لذا سیاست سرکوبی که در پیش گرفته‌اند بیشتر اوقات با هماهنگی و به صورت کاملاً مشترک انجام می‌گیرد. چه بسا بسیاری اوقات نیز از خود کوردها برای از میان بردن کوردها استفاده کرده‌اند و آنها را نیز به جان هم انداخته‌اند. آقای احسن هوشمند، جامعه‌شناس قرن حاضر یکی از آن اندیشمند هاست که با شناسنامه کوردی خود به هویت خود خیانت می‌کند.
وی در خصوص واکنش مطبوعات، روزنامه نگاران و روشنفکران غیرکرد ایرانی نسبت به حوادث اسفند 77 در مناطق کردنشین گفت: برخی از روزنامه‌های کشور به آن حوادث اشاره کردند اما چگونگی اشاره این روزنامه‌ها مهم بود که تا چه اندازه به واقعیت اتفاق افتاده اشاره داشتند؟ این موضوع حتا به مجلس هم رسید و گروهی از نمایندگان نارضایتی خود را نسبت به آن نشان دادند. موسوی لاری که در آن زمان وزیر کشور بود از سوی مجلس فراخوانده شد که متأسفانه در همان مجلس بر اتفاق افتاده سرپوش گذاشتند و آن را مختومه اعلام کردند مانند بسیاری دیگر از جنایتهای جمهوری اسلامی. خلاصه کنم حوادث اسفند 77 در ایران و در دنیا هیچ بازتابی نداشت چون اینجا داستان ملت کرد است. همچنین به ایران در مجامع بین‌المللی به خاطر این کشتار و نقض آشکار حقوق ملت کرد هیچ اعتراضی نشد.
احمد اندریاری، نویسنده، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر درپایان سخنانش درباره‌ی سهم نشریات و فعالان کرد در بازتاب مسئله کشتار مردم کرد توسط حکومت ایران در اسفند 77 اظهار داشت: آن زمان در کوردستان مانند امروز نهادهای مدنی و نشریات حضور چشمگیری نداشتند. بیشتر فعالان کورد نیز یا در زندان بودند و یا در بیرون زندان تحت فشار و سرکوب قرار داشتند. بنابراین نشریات کردی و فعالان کرد سهم چندانی در بازتاب مسئله نمی توانستند داشته باشند.

برگرفته از وبلاگ «Hiwaill»

 

 

 

02/14/2011

در محضر مراجع عظام!

شیمیدانها حتماً بخوانند!:
مسأله 17 توضیح المسائل امام: اگر عین نجاست مانند بول و خون به آب کُر (حدود 384 کیلوگرم) برسد چنانچه به واسطه آن بو یا رنگ یا مزه آب تغییر کند، آب نجس می‌شود، و اگر تغییر نکند نجس نمی‌شود.
مسأله 26: اگر آب قلیل (کمتر از کُر) روی چیز نجس بریزد یا چیز نجس به آن برسد، نجس می‌شود…
____________
آزمایش علمی (!): دو ظرف 200 لیتری را پر از آب می‌کنیم. در هر دو ظرف یک قطره ادرار می‌چکانیم (!) هر دو نجس می‌شوند. سپس دو ظرف را به هم متصل می‌کنیم، هر دو طاهر می‌شوند!!!

مسأله 55 توضیح المسائل آیت الله محمدصادقی تهرانی: اگر یکی از دو یا چند چیز نجس است و معلوم نیست کدام‌اند استفاده از همه آنها در مواردی که طهارت شرط می‌باشد حرام است، ولی اگر مثلاً یکی از اینها به کلی از دسترس شما خارج شد، و یا از بین رفت و یا خودتان از بین بردید مثل آنکه یکی از دو ظرف آب را ریختید، آنکه مانده چون مورد شک ابتدائی است محکوم به پاکی است و به کار بردنش در آنچه شرطش پاکی است، جایز است.
____________
نتیجه‌گیری “اخلاقی”: دو بطری به ما می‌دهند و می‌گویند یکی از این دو شراب و دیگری آب است. لب زدن به هر دو حرام است. یکی را می‌شکنیم؛ خوردن دومی جایز است!!!

اقتصاددان‌ها بخوانند!:
مسئله 1629 رساله آیت الله بهجت: اگر مقداری از جنسی را که با وزن یا پیمانه می‌فروشند به زیادتر از همان جنس بفروشد، مثلاً یک من گندم را به یک من و نیم گندم بفروشد، ربا و حرام است و گناه یک درهم ربا بزرگتر از آن است که انسان هفتاد مرتبه با مَحرَمِ خود زنا کند، بلکه اگر یکی از دو جنس، سالم و دیگری معیوب، یا جنس یک خوب و جنس دیگری بد باشد، یا با یکدیگر تفاوت قیمت داشته باشند، چنانچه بیشتر از مقداری که می‌دهد بگیرد، باز هم ربا و حرام است، پس اگر مس درست را بدهد و بیشتر از آن مس شکسته بگیرد، یا برنج مرغوب را بدهد و بیشتر از آن برنج نامرغوب بگیرد، یا طلای ساخته را بدهد و بیشتر از آن طلای نساخته بگیرد، ربا و حرام است.
____________
نتیجه‌گیری "اخلاقی": فرض کنید من 2 کیلو برنج ایرانی (فرضاً کیلویی 3000 تومان) دارم. اگر آن را با 3 کیلو برنج هندی (فرضاً کیلویی 2000 تومان) معاوضه کنم، ربا خورده‌ام و گناه کبیره مرتکب شده‌ام و بدتر از آن است که 70 بار با مادرم زنا کرده باشم اما اگر آنرا به قیمت 6000 تومان بفروشم و با این پول 3 کیلو برنج هندی بخرم عملم مصداق بیع (خرید و فروش) و حلال است!!!

حقوق‌دانها بخوانند!:
مسأله 2809 رساله آیت الله صافی گلپایگانی: ... دیه‌ی هر انگشت، ده یک (0.1) دیه‌ی کشتن است...
مسأله 2822: دیه‌ی اعضا و جراحات وارده بر زن تا مقدار ثلث (1/3) دیه‌ی مرد نرسیده با مرد مساوی است و به مقدار ثلث دیه‌ی مرد که رسید دیه‌ی زن نصف دیه‌ی مرد است.
____________
نتیجه حقوقی: اگر کسی سه انگشت زنی را بِبُرد باید 0.3 دیه قتل مرد را بپردازد اما اگر چهار انگشت زنی را قطع کند دیه‌ای که باید پرداخت کند 0.2 دیه کشتن مرد مسلمان است!
نتیجه‌گیری ضد اخلاقی (!): اگر سه انگشت زن مسلمان را قطع کردی سه انگشت دیگرش را هم بِبُر چون دیه‌اش اضافه نمی‌شود!!!

02/09/2011

روزﻧﮥ اﻣﯿﺪ در اﯾﺮان

220px-Mass_denmonstration.jpg      ﻗﯿﺎم اﯾﺮان ﺑﺎﺷﮑﻮﻫﺘﺮﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه‌اﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﭘﺲ از اﻧﻘﻼب 1956 ﻣﺠﺎرﺳـﺘﺎن رخ داده اﺳﺖ. اﯾﻦ واﻗﻌﻪ ﻃﺒﻘﺎت ﺣﺎﮐﻤﮥ ﻋﺎﻟﻢ را ﺳﺨﺖ ﺗﮑـﺎن داده و ﺳـﺎﺧﺖ و ﭘﺎﺧﺘﻬـﺎی آﻧﺎن را اﻓﺸﺎ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. رژﯾﻤﻬﺎی ارﺗﺠﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮران ﻋﺮب ﺑﻪ اﻧﺪازۀ دوﻟـﺖ اسراﺋﯿﻞ ﻧﮕﺮاﻧﻨﺪ. دﯾﻮاﻧﺴﺎﻻران ﭼﯿﻦ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﺷـﺪه‌اﻧـﺪ:  آﻧـﺎن در ﭘﯿـﺮوی از ﺳﯿﺎﺳـﺘﯽ ﻓﺮﺻـﺖﻃﻠﺒﺎﻧﻪ از ﺷﺎه ﺣﻤﺎﯾﺖ می‌کردﻧﺪ و ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻧﺶ را ﻣﺤﮑﻮم ﻣﯽﻧﻤﻮدﻧﺪ (اﯾـﻦ روﯾـﻪ دﻧﺒﺎﻟـﻪﮔﯿﺮی ﺧﻂﻣﺸﯽ ﻣﺎﺋﻮ Mao و ﭼﻮو Chou ﺑﻮد ﮐﻪ از ﺷﺎه ﺑﻤﺜﺎﺑﮥ ﯾـﮏ مبارز «ﺿـﺪّاﻣﭙﺮﯾﺎﻟﯿﺴﺘﯽ» ﺗﻤﺠﯿﺪ ﻧﻤﻮدﻧﺪ). و دﯾﻮاﻧﺴﺎﻻران روﺳﯽ نه تنها ﺧﻮاﺳﺘﺎر «اﯾﺠـﺎد دردﺳـﺮ» ﺑﺮای دوﻟﺖ اﯾﺮان ﻧﺒﻮدﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳـﻌﯽ در ﺗﺜﺒﯿـﺖ رژﯾـﻢ ﺷـﺎه و دﯾﮕـﺮ ﮐﺸـﻮران ﻫﻤﺠﻮار داﺷﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﻧﮑﻨـﺪ آﺷـﻮﺑﻬﺎی ﻣﻨﻄﻘـﻪ‌ای داﻣﻨﮕﯿـﺮ ﺷـﻬﺮوﻧﺪان ﺧـﻮدی ﺷـﻮد. در ﮔﺬﺷﺘﻪ رژﯾﻢ روﺳﯿﻪ ﺑﻪ ﺷﺎه اﺳﻠﺤﻪ ﻓﺮوﺧﺘﻪ و رادﯾﮑﺎﻟﻬﺎی ﻓﺮاری اﯾﺮاﻧﯽ را ﺑﻪ ﺳـﺎواک ﺗﺤﻮﯾﻞ داده اﺳﺖ. زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ اﺣﺘﻤـﺎل ﺳـﻘﻮط ﺷـﺎه ﻓﺰوﻧـﯽ ﯾﺎﻓـﺖ، روﺳـﻬﺎ ﺑﺘـﺪرﯾﺞ و ﻣﺤﺘﺎﻃﺎﻧﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺧﻮﯾﺶ را ﺗﻐﯿﯿـﺮ دادﻧـﺪ. ﻏﻮﻏـﺎﮔﺮاﯾﯽ متظاهرانۀ ﻣـﺎﺑﯿﻦ روﺳـﯿﻪ وآﻣﺮﯾﮑﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻤﻨﻈﻮر ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮان اﻧﺠﺎم می‌شد. ﺳﻔﯿﺮ آﻣﺮﯾﮑﺎ، وﯾﻠﯿﺎم ﺳﺎﻟﯿﻮان (William Sullivan) ﺻﺎدﻗﺎﻧﻪ ﻣﻌﺘﺮف ﺷﺪ: «ﻣﺎ ﻻﺋﻮس را اداره ﻣﯽ‌ﮐﺮدﯾﻢ اﻣّـﺎ در اﯾﺮان، ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪاً ﺑﺮاﯾﻤﺎن اﻫﻤﯿﺖ دارد، ﻧﻪ ﻣﺎ و ﻧـﻪ هیچ ﻗـﺪرت دﯾﮕـﺮی ﮐـﺎر زﯾـﺎدی ازﻣﺎن ﺑﺮ ﻧﻤﯽ‌آﯾﺪ».(ﻧﻘﻞ از New York Times, 13 November 1978 )

      ﺗﺮس دول ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ از ﭘﯿﺪاﯾﺶ «ﻫﺮج و ﻣﺮج» و «ﺧﻼء ﻗﺪرت» در اﯾﺮان در واﻗﻊ واﻫﻤــﻪ از ﻟﺒﺮﯾــﺰ ﺷــﺪن ﺷــﻮرش ﺗــﻮده‌ای و کنار ﮔﺬاﺷــﺘﻦ ﻣﯿــﺎﻧﺠﯿﮕﺮان ﻣــﺬﻫﺒﯽ و دﯾﻮاﻧﺴﺎﻻر اﺳﺖ. ﻣﺎﻫﯿﺖ اﺻﻠﯽ ﺟﻨﺒﺶ اﯾﺮان ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻧﯿﺴﺖ اﻣﺎ، اﻋﻄﺎء ﻣﺼﻮﻧﯿﺖ ﻧﺴـﺒﯽ برای اﺑﺮاز اﻓﮑﺎر ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺑﻪ اﺳﻼم اﯾﻦ اﺟﺎزه را داد ﮐﻪ ﺳﺨﻨﮕﻮی ﺟﻨـﺒﺶ ﺷـﻮد. ﻫﻤـﺎن زﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻼً ﭼﺎدر را ﺑﻤﻨﻈﻮر ﻣﺒﺎرزۀ ﻧﻤﺎدﯾﻨﯽ ﺑﺎ ﺷﺎه ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﺮدﻧـﺪ اﻣـﺮوزه ﺑـﺮای ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺧﻤﯿﻨﯽ آن را از ﺳﺮ ﺑﺮ ﻣﯽ‌دارﻧﺪ. ﻣﺄﻣﻮران ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺑﻪ وی اﻃـﻼع داده‌اﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﺎرﮔﺮان ﻧﻔﺖ «اﺣﺘﺮاﻣﯽ ﺑﺮای ﻣﺬﻫﺐ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ». ﺗﮑـﺎﭘﻮی دروﻧـﯽ ﺟﻨـﺒﺶ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه ﺑﺴﯿﺎری از ﻃﺮﻓﺪاران ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺧﻤﯿﻨﯽ از ﻣﺤﺪودﯾﺘﻬﺎی تعیین ﺷـﺪه ﭘـﺎ ﻓﺮاﺗـﺮ ﺑﮕﺬارﻧﺪ. ﺑﺮ ﻋﮑﺲ آﻧﭽﻪ ﺗﺼﻮر ﻣﯽ‌ﺷﻮد ﺗﺨﺮﯾﺐ و وﯾﺮان‌ﺳﺎزی ﺑﺎﻧﮑﻬـﺎ، ﻣﻐـﺎره‌ﻫـﺎ و ﺳﯿﻨﻤﺎﻫﺎ ﻋﮑﺲ‌اﻟﻌﻤﻞ ﺿﺪّ«ﻏﺮﺑﯽ» ﯾﺎ ﺿﺪّ«ﻣﺪرن» ﻧﯿﺴـﺖ، ﺑﻠﮑـﻪ ﻫﻤـﺎن ﻣﺒـﺎرزۀ ﺿـﺪّﺑﯿﮕﺎﻧﮕﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در آﺷﻮﺑﻬﺎی ﻣﺪرن ﻏﺮﺑﯽ، از واﺗﺲ(Watts) ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗـﺎ ﮔﺪﻧﺴـﮏ (Gdansk)، به چشم ﻣﯿﺨﻮرد.

      ﻫﻢ در زﻣﺎن ﮔﺬﺷﺘﻪ و ﻫﻢ در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ، ﺑﻮرژوازی، ﻣﻼﻫﺎ و ارﺗﺶ ﺗﻨﺎﻗﻀـﺎت ﻓﺎﺣﺸﯽ داﺷﺘﻪ‌اﻧﺪ. ﻣﻌﺬﻟﮏ هیچ یک از اﯾﻦ دﺳﺘﻪ‌ﻫﺎ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮاﻧﺴﺖ ﺑﺪون دو دﺳﺘﮥ دﯾﮕﺮ دوام ﺑﯿــﺎورد. ﻋﻠﯿــﺮﻏﻢ ﺑﯿﺎﻧــﺎت ﻧﺎﺳﺎزﺷــﮕﺮاﻧﻪ‌اش، ﺧﻤﯿﻨــﯽ در ﭘﺸــﺖ ﭘــﺮده مشغول ﻣﺬاﮐﺮات ﺳﺮّی ﺑﻮد و ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﺒﻬﮥ ﻣﻠّﯽ ﺗﻼش ﻣﯽ‌ﮐﺮد اﻧﺴﺠﺎم ارﺗﺶ را ﺣﻔﻆ ﻧﻤﺎﯾـﺪ و ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺪاراﻧﺶ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ‌ﮐﺮد از ﺗﺤﺮﯾﮏ ارﺗﺶ ﺧﻮدداری ورزﻧﺪ. ﺳﺮاﻧﺠﺎم، ﻋﻨﺎﺻـﺮ رادﯾﮑﺎل ﻧﺒﺮد ﻧﻬﺎﯾﯽ را داﻣﻦ زدﻧﺪ و ﺧﻤﯿﻨﯽ را ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ اﻗﺪام ﻧﻤﻮدﻧـﺪ. ارتش ﮐـﻪ در ﺷﺮف از ﻫﻢ ﭘﺎﺷﯿﺪﮔﯽ ﺑﻮد ﺗﺴﻠﯿﻢ دوﻟﺖ وی ﺷﺪ زﯾﺮا اﯾﻦ راه را ﺗﻨﻬﺎ ﭼﺎره ﺑـﺮای ﻣﻬـﺎر ﻃﻐﯿﺎن ﻣﺮدﻣﯽ ﻣﯽ‌داﻧﺴﺖ.

در اﯾﺮان، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺮﺗﻐﺎل ﺑﺪﻧﺒﺎل ﺳـﻘﻮط رژﯾـﻢ ﻓﺎﺷﯿﺴـﺘﯽ، ﻋـﺪم اﻣﮑـﺎن دﺧﺎﻟـﺖ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻧﯿﺮوﻫﺎی ﺧﺎرﺟﯽ و ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ ﻃﺒﻘﮥ ﺣﺎﮐﻤﮥ داﺧﻠـﯽ ﻣﻤﮑـﻦ اﺳـﺖ ﺑﺎﻋـﺚ اﯾﺠـﺎد ﻓﻀﺎی ﺑﺎزی ﺑـﺮای آزﻣﺎﯾﺸـﺎت اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ ﺷـﻮد. اﻋﺘﺼـﺎﺑﯿﻮﻧﯽ ﮐـﻪ ﺑـﺎ ﺷـﺮط و ﺷـﺮوطِ خودشان ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎر ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ‌اﻧﺪ، ﯾﺎ ﻣﺮدﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎ را ﺗﺼﺮف ﻧﻤﻮده‌اﻧﺪ و ﺑـﻪ ﻣﯿـﻞ ﺧﻮد اداره ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺎزﻧﻤﺎﯾﯽ از ﻗﺪرتِ دوﮔﺎﻧﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﻨﻮز ﺗﺴﻠﯿﻢ دوﻟـﺖ ﻧﺸـﺪه‌اﻧﺪ. ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ درﺧﻮاﺳﺘﻬﺎی ﻣﺘﻌﺪد ﺧﻤﯿﻨـﯽ، ﺻـﺪﻫﺎ ﻫـﺰار اﺳـﻠﺤﮥ ﻣﺘﻌﻠـﻖ ﺑـﻪ گروههای ﭼﺮﯾﮑﯽ ﯾﺎ ﺗﻮزﯾﻊ ﺷﺪه ﻣﺎﺑﯿﻦ ﻣﺮدم ﺗﺎ اﻣﺮوز ﺗﺤﻮﯾﻞ دوﻟﺖ داده ﻧﺸﺪه‌اﻧﺪ. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﯾﻦ، ﺟﻨﺒﺸﻬﺎی ﻣﺴﺘﻘﻞ ﮐُﺮد، ﺑﻠﻮچ و آذری ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻓﺮﺻﺖ را ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺷـﻤﺮده و ﻃﻐﯿـﺎن را ﺑﻪ ﻣﺮزﻫﺎی ﺑﺤﺮاﻧـﯽ ﮐﺸـﻮرﻫﺎی ﻣﺠـﺎور ﺑﮑﺸـﺎﻧﻨﺪ و «هموطنان» خویشتن را ﺑـﻪ ﺷﻮرش ﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﻨﻨﺪ.

      رؤﺳﺎ و ﻣﻔﺴﺮان ﺳﯿﺎﺳـﯽ ﺗﻈـﺎﻫﺮ ﻣـﯽ‌ﮐﻨﻨـﺪ ﮐـﻪ دﺳـﺖ ﮐﻤﻮﻧﯿﺴـﺘﻬﺎ ﯾـﺎ دﮔـﺮ ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت ﭼﭙﯽ را در ﻫﺮ ﻓﻌﺎﻟﯿّﺖ رادﯾﮑﺎﻟﯽ می‌بینند. ﺣﻘﯿﻘﺖ اﻣﺮ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺰب «ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ» اﯾﺮان (ﻫﻤﺎن ﺣﺰب ﺗﻮده) ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻮاﺿﻊ اﺻـﻼح‌ﻃﻠﺒﺎﻧـﻪ‌اش و ﺗﺒﻌﯿﺖ کورکورانه از ﺳﯿﺎﺳﺘﻬﺎی ﺧﺎرﺟﯽ روﺳﯿﻪ، اﻋﺘﺒـﺎر ﺧـﻮدش را ﮐـﺎﻣﻼ ً از دﺳـﺖ داده و ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ آﻧﮑﻪ ﺗﻮﺳﻂ رژﯾﻢ ﺳﻠﻄﻨﺘﯽ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﺑﮑﻠﯽ ﻧﺎﺑﻮد ﮔﺸﺘﻪ ﺑـﻮد، از «اﻧﻘـﻼب ازﺑﺎﻻی» ﺷﺎه ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻧﻤﻮد و ﻗﯿﺎﻣﻬﺎی ﻣﺮدﻣﯽ ﺳﺎﻟﻬﺎی 1963 و 1978 را ﻣﺤﮑـﻮم ﮐـﺮد. اخیراً ﺣﺰب ﺗﻮده ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﺗﺸﮑﯿﻞ دوﻟﺖ اﺋﺘﻼﻓـﯽ ﺷـﺪه ﺗـﺎ در اﺳـﺮع وﻗـﺖ «اﻗﺘﺼـﺎد ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺑﺎﺛﺒﺎت» ﺷﻮد و «ﺑﺤﺮان ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎن ﺑﺮﺳﺪ».

      و اﻣّـﺎ ﮔﺮوﻫﻬــﺎی داﻧﺸــﺠﻮﯾﯽ و ﭼﺮﯾﮑـﯽ اﮔــﺮ ﭼــﻪ ﻣﻤﮑـﻦ اﺳــﺖ از رژﯾﻤﻬــﺎی «ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺘﯽ» دﻟﺴﺮد ﺷﺪه ﺑﺎﺷـﻨﺪ، ﻣﻌـﺬﻟﮏ ﻫﻨـﻮز ﻫﻤـﺎن ﺳﻠﺴـﻠﻪﻣﺮاﺗـﺐ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﯽ و ﺳﯿﺎﺳﺘﻬﺎی دﺳﯿﺴﻪ‌ﮐﺎراﻧﮥ ﺑﻮروﮐﺮاﺗﻬﺎی رژﯾﻤﻬﺎی ﺳـﺮﻣﺎﯾﻪ‌داری دوﻟﺘـﯽ را اﻋﻤـﺎل میﮐﻨﻨﺪ. اﻧﮕﺎری از ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺷﺼﺖ ﺳﺎﻟﮥ ﺿﺪّ اﻧﻘﻼبِ ﻟﻨﯿﻨـﯽ-اﺳـﺘﺎﻟﯿﻨﯽ ﻫـﯿﭻ درس ﻋﺒﺮﺗـﯽ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ‌اﻧﺪ. ﺑﺎ اﺳﺘﻌﻤﺎل ﻋﺒﺎرات ﺧﺸﮏ و دﮔﻤـﯽ ﻣﺎﻧﻨـﺪ «ﮐـﺎرﮔﺮان زﺣﻤـﺘﮑﺶ وﻃـﻦﭘﺮﺳﺖ» (ﻋﺒﺎرﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﮕﺎﻧﮕﯽ ﮐﺎرﮔﺮان را ﺗﻤﺠﯿﺪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ)، و اﺻﻄﻼﺣﺎت واﭘﺴﮕﺮایی ﻣﺜﻞ «رﻫﺒﺮﯾـﺖ ﺻـﺎﻟﺢ»، «ﻣﻼﻫـﺎی ﭘﯿﺸـﺮو»، «ارﺗـﺶ ﻣﺮدﻣـﯽ»، «دوﻟـﺖ ﮐـﺎرﮔﺮی» و ﻣﻘﻮﻻت ﻣﺘﻨﺎﻗﺾ ﻣﺸﺎﺑﻬﯽ، آﻟﻮدﮔﯽ اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ را ﺗﺸﺪﯾﺪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨـﺪ و ﺳـﻄﺢ آﮔـﺎﻫﯽ ﭘﺮوﻟﺘﺎرﯾﺎ را ﺗﻘﻠﯿﻞ ﻣﯽ‌دﻫﻨﺪ. در اﯾﻦ ﺑﺤﺒﻮﺣﻪ ﮐﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑـﺮای ﮐﺴـﺐ ﻗـﺪرت واﻗﻌـﯽ ﺷﻮراﯾﯽ ﻣﺸﻐﻮل اﻗﺪام ﺑﺎﺷﺪ؟

      ﯾﮏ ﺣﮑﻮﻣﺖ «ﻣﺮدﻣﯽ» ﻧﻤﯿﺘﻮاﻧـﺪ از اﻧﻘـﻼب دﻓـﺎع ﮐﻨـﺪ زﯾـﺮا ﻻزم اﺳـﺖ درﻣﻘﺎﺑﻞ اﻧﻘﻼب ازﺧﻮدش دﻓﺎع ﻧﻤﺎﯾﺪ. اﻣّﺎ اﮔﺮ ﺗﻮده‌ﻫﺎ را ﺧﻠﻊ ﺳﻼح و دﻟﺴﺮد ﮐﻨـﺪ، ﮐـﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ ﺗﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻬﺎﺟﻤﺎت ارﺗﺠﺎع از ﺣﮑﻮﻣﺖ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ؟ زﻣﺎﻧﯿﮑـﻪ ﻣﺼﺪّق از ارﺗﺶ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ اﻋﺘﺼﺎﺑﯿﻮن و ﺗﻈﺎﻫﺮﮐﻨﻨـﺪﮔﺎن اﺳـﺘﻔﺎده ﮐـﺮد، ﺧـﻮدش زﻣﯿﻨـﮥ ﮐﻮدﺗﺎی ﺳﺎزﻣﺎن ﺳﯿﺎ را ﻣﻬﯿﺎ ﻧﻤﻮد. ﺑﻦ ﺑﻼ(Ben Bella) ﺻﺤﻨﻪ را ﺑﺮای آﻣﺪن ﺑﻮﻣﺪﯾﻦ (Boumédienne) آﻣﺎده ﺳﺎﺧﺖ و اﯾﻦ آﺧﺮی ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت ﺧﻮدﻣﺨﺘـﺎر در الجزایر را ﻧﺎﺑﻮد ﮐﺮد؛ و ﺑﺎﻻﺧﺮه، ﺑﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﺮان و دﻫﻘﺎﻧﺎن ﻣﺴﻠﺤﯽ ﮐـﻪ ﮐﺎرﺧﺎﻧـﻪ‌ﻫـﺎ و زﻣﯿﻨﻬﺎ را ﺗﺼﺮف ﮐﺮده بودند، آلنده (Allende) -ﺑﻪ ﮐﻤـﮏ ﮐﺎﺳـﺘﺮو- زﻣﯿﻨـﻪ را ﺑﺮای روی ﮐﺎر آﻣﺪن ﭘﯿﻨﻮﺷﻪ (Pinochet) ﻫﻤﻮار ﺳﺎﺧﺖ.

      ﻣﺴﺌﻠﮥ اﺳﺎﺳﯽ در ﻣﻮرد اﯾﺮان اﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺗﺮﮐﯿﺒـﯽ از ﻧﯿﺮوﻫـﺎ دوﻟـﺖ را ﺑﺪﺳﺖ ﺧﻮاﻫﻨﺪ آورد، ﺑﻠﮑﻪ ﺳﺆال ﻣﻬﻢ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ آﯾﺎ ﮐﺎرﮔﺮان ﻣﯽ‌ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺧﻮﯾﺸـﺘﻦ را ﻣﺴﺘﻘﻼﻧﻪ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ دوﻟﺖ ﺑﺴﯿﺞ ﮐﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﻧﻪ؟ اﮔﺮ ﮐﺎرﮔﺮان از ﻃﺮف ﺧﻮدﺷـﺎن ﺳـﺨﻦ ﻧﮕﻮﯾﻨﺪ، ﺑﻮروﮐﺮاﺗﻬﺎ ﺑﺠﺎی ﮐﺎرﮔﺮان ﺳﺨﻦ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ. اﮔﺮ ﺗﺠـﺎرب و ﺑﺮداﺷـﺘﻬﺎی ﺧﻮد را ﺑﻪ ﮔﻮش ﺑﻘﯿّﻪ ﻧﺮﺳﺎﻧﻨﺪ (ﻣﺜﻼ ً از ﻃﺮﯾﻖ ﺿﺒﻂ ﻣﺎﺷﯿﻨﻬﺎی ﭼﺎﭘﺨﺎﻧﻪ و اﯾﺴﺘﮕﺎﻫﻬﺎی رادﯾﻮﯾﯽ)، رﺳﺎﻧﻪﻫﺎی ﺟﻤﻌﯽﻣﻮﻓّﻖ ﺧﻮاﻫﻨـﺪ ﺷـﺪ ﮔﻔﺘﺎرﺷـﺎن را ﺗﺤﺮﯾـﻒ ﯾـﺎ ﺳﺎﻧﺴـﻮر ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺗﻨﻬﺎ راه دﻓﺎع از اﻧﻘﻼب، ﺑﺴﻂ و ﮔﺴﺘﺮش آن اﺳﺖ. ﺣﺘـﯽ اﮔـﺮ ﭼﻨـﯿﻦ ﺟﻨـﺒﺶ ﮔﺴﺘﺮده‌ای در ﻧﻬﺎﯾﺖ اﻣﺮ ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺨـﻮرد، برگرداندن ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﺑـﻪ ﻣﺮﺣﻠـﮥ ﻣـﺎﻗﺒـﻞ اﻧﻘﻼﺑﯽ و ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺗﻤﺎم دﺳﺖ‌ﯾﺎﻓﺘﻬـﺎی اﻧﻘـﻼب ﺑـﯽ‌اﻧـﺪازه ﻣﺸـﮑﻠﺘﺮ ﺧﻮاﻫـﺪ ﺑـﻮد.

      ﮐﺎرﮔﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻢ اﮐﻨﻮن در ﺟﻮاﻣﻊ رﻓﻮرﻣﯿﺴﺘﯽ و ﺑﻮروﮐﺮات زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ، ﺗﻮﺳﻂ ﯾﮏ ﺟﻨﺒﺶ رﻓﻮرﻣﯿﺴﺘﯽ و ﺑﻮروﮐﺮات ﺑﻪ وﺟﺪ ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ آﻣﺪ. ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺟﻨﺒﺶ رﯾﺸـﻪای و رادﯾﮑﺎل ﮐﻪ اﺳﺎس دﺳﺘﮕﺎه ﺟﻬﺎﻧﯽ را زﯾﺮ ﺳـﺆال ﺑﺒـﺮد، آﻧـﺎن را ﻣﺘﻘﺎﻋـﺪ خواهد ﮐﺮد ﮐﻪ از ﻣﺪاﺧﻠﮥ دول ﺧﺎرﺟﯽ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی ﮐﻨﻨﺪ. ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻨﺒﺸﯽ ﻣﻤﮑﻦ اﺳـﺖ آﻧـﺎن را ﺗﺮﻏﯿﺐ ﺑﻪ اﯾﺠﺎد ﺣﺮﮐﺖ ﻣﺸﺎﺑﻬﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ. «اﻧﻘﻼﺑﻬﺎی آﯾﻨﺪه ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺗﻬﺎﺟﻢ ﺑﻪ ﮐـﻞّ رژﯾـﻢ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺣﺎﻣﯽ و ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ در دﻧﯿﺎ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﻨﺪ» (ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ‌آﻓﺮﯾﻨـﺎن بین‌الملل Situationist International).

      در ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﺮدم ﻣﻮﻓﻖ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎرﯾﺦ ﺧﻮد را رﻗـﻢ ﺑﺰﻧﻨـﺪ، آﻧـﺎن بتدریج ﻧﻘﻄﮥ اوج ﺳﺮﮐﻮب ﺷﺪۀ ﺗﻼﺷﻬﺎی ﭘﯿﺸﯿﻦ را ﮐﺸﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻃﻐﯿﺎﻧﯽ را ﮐﻪ اﻣـﺮوز در اﯾﺮان ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﯽ‌ﮐﻨﯿﻢ روزﻧﮥ اﻣﯿﺪی اﺳﺖ ﮐـﻪ ﺳـﺮدرﮔﻤﯽ و ﮐـﻨﺶ اﻧﻔﻌـﺎﻟﯽِ راﯾـﺞ را ﮐﻨﺎر ﻣﯽ‌ﮔﺬارد و ﻣﻌﻀﻼت را ﺑﺸﮑﻞ ﻣﻠﻤﻮﺳـﯽ ﻣﻄـﺮح ﻣـﯽ ﺳـﺎزد. اﯾـﻦ ﻃﻐﯿـﺎن ﻣﻈﻬـﺮ ﺣﻘﯿﻘﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ.

 

دﻓﺘﺮ اﺳﺮار ﻋﻤﻮﻣﯽ
12 ﻣﺎرس 1979
(ﺑﺮﮔﺮدان: ﻏﺎرﻧﺸﯿﻨﺎن ﻣﺎﻟﯿﺨﻮﻟﯿﺎﯾﯽ، 22 آﮔﻮﺳﺖ 2003)

 

22 بهمن سالروز سقوط دیکتاتوری شاه و پیروزی انقلاب ضدسلطنتی مبارک باد!

3608626781.jpg


روز22 بهمن سال 1357، انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران موفق شد رژیم استبدادی سلطنتی و حکومت پهلوی را سرنگون کرده و به پیروزی برسد.
 روزهای 21 و 22بهمن با شورش همافران در پادگان مرکز فرماندهی نیروی هوایی ایران و بازشدن درهای پادگانها واسلحه‌خانه‌ها به‌ روی مردم، قیام مسلحانه مردمی، سراسر تهران را فراگرفت. و  در شرایطی که خمینی تا آخرین لحظه با قیام مسلحانه مردم مخالفت می‌کرد پادگانها و مراکز نظامی رژیم یکی پس از دیگری توسط مردم مسلح‌شده و هواداران فدائیان و مجاهدین، سقوط کرده و طومار رژیم سلطنتی شاه به‌ عنوان یکی از بزرگترین دیکتاتوریهای قرن بیستم درهم پیچیده شد.
خمینی، رهبری آن انقلاب بزرگ را به‌سرقت برد و بر سر سفره آماده ناشی از رنج و شکنج فدائیان، مجاهدین و سایر مبارزان راه آزادی و مردم ایران نشست و به ‌قتل عام بانیان حقیقی انقلاب ضدسلطنتی پرداخت. اما انقلاب مردم ایران در مداری بسا بالاتر از گذشته در کسوت مقاومت خستگی‌ناپذیر خود طی 30 سال با عبور از 7 دریای آتش و خون در جهت کسب حقوق مردم ایران و برقراری آزادی، دموکراسی و حاکمیت مردمی از پای ننشست و رژیم غاصب آخوندی را در سراشیب سرنگونی قرار داد و چشم‌انداز برقراری آزادی و حاکمیت مردمی را برای همگان روشن نمود.

سرود «هنوزم بهمنه بهمن»
سرود «برپاخیز»
سرود «بهاران خجسته باد»

1 2 3 Next